صدابیزاری

برخورد با میسوفونیا: درمان‌ها و استراتژی‌های کنار آمدن با این وضعیت

صدابیزاری، صدابیزاری گزینشی، یا میسوفونیا (به انگلیسی: Misophonia) یا تنفر از صدا، اختلالی عصبی است که فرد مبتلا به آن با شنیدن بعضی صداهای خاص دچار احساسات منفی شدیدی مانند عصبانیت، گریختن، تنفر و انزجار می‌شود. این صداها می‌توانند آرام یا بلند باشند.

نشانه‌ها

مبتلایان به صدابیزاری معمولاً با شنیدن صداهایی مانند جویدن آدامس، صاف کردن گلو، هورت کشیدن، سرفه یا فین فین کردن مداوم، تایپ کردن، یا صدای تق تق مداوم دچار عصبانیت شده و میل شدیدی به ترک محیط پیدا می‌کنند. محرک‌های دیداری مثلاً تکان‌های مداوم پا یا دست دیگران در اثر بی قراری، دیدن فرد در حال جویدن آدامس یا جویدن ناخن هم می‌توانند عامل تحریک عصبی این افراد شوند. هر فرد به دستهٔ خاصی از محرک‌ها حساسیت نشان می‌دهد و میزان حساسیت فرد به هر کدام از محرک‌ها متفاوت است.

این احساسات منفی می‌تواند از متوسط تا زیاد باشد و حتی به اضطراب یا عصبانیت تمام عیار تبدیل شود. همچنین احساس نیاز به ترک سریع مکان هم معمول است. فرد در مواجهه با محرک‌ها ممکن است دچار آشفتگی، حالت تدافعی یا تهاجمی شود. فرد ممکن است با تقلید و شکلک در آوردن، دور کردن خود از محرک یا نشان دادن خشم و عصبانیت به شخص ایجاد کنندهٔ محرک واکنش نشان دهد.

بعضی افراد مبتلا به صدابیزاری تلاش می‌کنند تماسشان را با محل یا افراد و موقعیت‌هایی که آنها را در معرض محرک‌ها قرار می‌دهند محدود کنند. متأسفانه این امر همیشه ممکن نیست. در بیشتر موارد نزدیکترین افراد به فرد مبتلا، ایجادکنندهٔ بدترین محرک‌ها (که در صدر آنها صداهای ایجاد شده از دهان قرار دارد) هستند.

فرد مبتلا به صدابیزاری ممکن است روابط اجتماعی خود را محدود کند، تا جایی که روابط شخصی‌اش دچار مشکل یا حتی قطع شود. وجود محرک‌ها در محیط کار می‌تواند باعث شود فرد مبتلا ساعات کاری خود را کاهش دهد یا منجر به ترک شغل شود. افراد مبتلا ممکن است از واکنش‌های خود احساس گناه کنند، خودداری فرد از بیان مشکل برای خانواده و دوستان ممکن است آنها را دچار سردرگمی کند زیرا این افراد نمی‌توانند بفهمند چرا فرد این احساسات منفی را نشان می‌دهد زیرا از نظر آنها دلیلی برای چنین واکنش‌های قوی‌ای در این موارد وجود ندارد.

مکالمهٔ مداوم و باز افراد مبتلا با افراد خانواده می‌تواند باعث کاهش تنش شود.

علل

برخي تحقيقات نشان مي‌دهد که ميسوفونيا ژنتيکي است و بيشتر به صداهاي دهاني مربوط مي‌شود.

اين اصطلاح در سال 2000 و در تمايز با اختلال هراس از صدا (فنوفوبيک) و براي کساني به کار رفت که اعصاب‌شان با صدا تحريک مي‌شد پیشنهاد شد. محققان معتقدند که نفرت از صدا، به خود صداها مربوط نمي‌شود. بلکه مي‌تواند ناشي از خاطرات ناخوشايندي باشد که در کودکي براي فرد اتفاق افتاده است.[۱]

تمایز از بیماری‌های مشابه

تفاوت میزوفونیا با فنوفوبیا یا هایپراکوسیس در این است که فرد مبتلا به شنیدن صداهای خاصی (و نه فرکانس‌های صوتی خاصی) هرچند آرام و کوتاه حساس است، بنابراین معمولاً مبتلایان به میزوفونیا قرار گرفتن در محیط‌های شلوغ و پر سر و صدا را که باعث حذف محرک‌ها می‌شوند ترجیح می‌دهند.

درمان

در حال حاضر هیچگونه درمان عمومی برای این بیماری شناخته شده نیست و تحقیقات به کندی در حال انجام است. استفاده از گوشی‌های عایق صدا، گوش دادن به موسیقی یا نویز سفید برای مواجهه با محرک‌ها معمول است. در حال حاضر تحقیقات روی روش‌های درمانی مانند درمانِ شناختی رفتار و درمان تمرین با وزوز گوش ادامه دارد.

توجه: این بخش توصیه‌های پزشکی ارائه نمی کند. ما فهرستی از درمان‌ها و استراتژی‌های کنار آمدن با این وضعیت را تنها به عنوان اطلاعات کمکی ارائه می‌دهیم و درباره کارایی و تاثیر آنها، هرچه که باشد، هیچ مسئولیتی نداریم. به طور کلی، اگر فکر می‌کنید مبتلا به میسوفونیا / سندروم حساسیت صدای انتخابی هستید، باید به پزشک مراجعه کرده یا بخواهید که شما را به یک مشاور متخصص این وضعیت ارجاع دهند. باید به یک پزشک اودیولوژی (شنوایی‌شناسی) (که پیدا کردنش سخت است) یا جراح گوش و حلق و بینی مراجعه کنید.

درمان‌ها

در حال حاضر هیچ علاجی برای میسوفونیا / سندروم حساسیت صدای انتخابی (SSSS) وجود ندارد. گفته می‌شود درمان های زیر برای رفع نشانه‌های بیماری بعضی بیماران مفید بوده است:
درمان بازآموزی وزوز گوش (TRT)
درمان بازآموزی وزوز گوش از ترکیبی از صدادرمانی و آموزش / رفع ابهام / یادگیری درباره مکانیزم ها استفاده می کند، و درباره چگونگی برگشتن به زندگی عادی بدون برانگیختن نشانه‌های بیماری دستوراتی را ارائه می‌دهد. این مورد بر اساس کار پروفسور Jastreboff Pawel است که واژۀ میسوفونیا را ابداع کرد. روش TRT اساسا به مبتلایان به وزوز گوش و هیپرآکوسیس توجه دارد اما پروفسور Jastreboff ادعا کرده این روش برای مبتلایان به میسوفونیا نیز موفقیت‌آمیز است. لازم به ذکر است که دکتر مارشا جانسون معتقد است شاید پروفسور Jastreboff درباره افراد مبتلا به میسوفونیایی موفق بوده باشد که از صدا متنفرند، و نه آنهایی که مبتلا به سندروم حساسیت صدای انتخابی هستند.
درمان بر اساس عادت پذیری 
دکتر مارشا جانسون از درمان بر اساس عادت‌پذیری که دکتر Pawel Jastreboff در دهۀ ۱۹۸۰ مطرح کرده حمایت می‌کند. وی اظهار می‌دارد که سه چهارم بیماران پیشرفت چشمگیری طی درمان داشته‌اند، و این که استفاده از مولدهای صدای با پهنای باند زیاد، در ترکیب با حمایت خانواده و پیگیری بیمار، موجب تسکین کوتاه‌مدت و درازمدت بیماری شده‌است. این واحدها سیستم شنوایی را درگیر کرده و میزان تضاد شنوایی بین طبقۀ ساکت سروصدای پس‌زمینه و صداهای آزاردهندۀ محرک را کم می‌کند. در حالی که استفاده از این دستگاه‌ها ظاهرا نتیجه‌ای در بهبود یا کاهش درازمدت نشانه‌های بیماری ۴S ندارد، شدت واکنش‌ها را کم کرده، موجب می‌شود فرد استفاده کننده از این دستگاه ها از زندگی روزمره بیشتر لذت ببرد.
درمان رفتاری شناختی (CBT)
کالج سلطنتی روانشناسی درمان رفتاری شناختی را روش صحبت دربارۀ موارد زیر تعریف می‌کند:
• درباره خود، جهان، و مردم دیگر چگونه فکر می‌کنید؟
• کاری که می‌کنید چطور بر افکار و احساسات شما تاثیر می‌گذارد؟
گفته می‌شود CBT می‌تواند به شما کمک کند چگونگی تفکر (بخش شناختی) و آنچه که انجام می‌دهید (بخش رفتاری) را تغییر دهید. این تغییرات می‌تواند به شما کمک کند که احساس بهتری داشته باشید. برخلاف بعضی درمان‌های گفتاری دیگر، این درمان بر مشکلات “اینجا و اکنون” تمرکز دارد. به جای تمرکز بر دلایل آشفتگی یا نشانه‌های گذشته، به دنبال راه‌هایی برای بهبود حالت روانی شما در حال حاضر و اکنون است.

هیپنوتیزم
بعضی‌ها دریافته‌اند که هیپنوتراپی روان‌درمانی به آن‌ها کمک کرده آرام‌تر و ریلکس‌تر شوند و در نتیجه به طور غیرمستقیم بهتر می‌توانند با میسوفونیا کنار بیایند.

نویز رنگی
نویز رنگی را می‌توان برای پوشاندن صداهای آزاردهنده استفاده کرد، که معمولا با پخش از هدفون یا ایرفون صورت می‌گیرد. “رنگ” نویز به سوگیری نویز به سوی بازۀ خاصی از فرکانس‌ها اشاره دارد. اگرچه بازۀ گسترده‌ای از رنگ‌ها وجود دارد، رنگ‌هایی که معمولا مبتلایان به میسوفونیا برای پوشاندن صداهای محرک استفاده می‌کنند نویز سفید و نویز صورتی است. این نویزها به صورت تجاری در دسترس بوده و فایل‌های رایگان آن را می‌توان از اینترنت دانلود کرد. ارزش آن را دارد که امتحان کنید ببینید کدام یک برای شما موثر است، اگر که اصلا تاثیری داشته باشد. نویزهای قهوه‌ای هم نمونه دیگر این نویزها هستند. توجه ۱: همیشه مطمئن شوید که فایل اینترنتی از منبع معتبری به کامپیوتر شما دانلود می‌شود. توجه ۲: بعضی پزشکان ادعا می‌کنند که استفاده بیش از حد از نویز رنگی موجب وخامت میسوفونیا می‌شود. ما از تحقیقاتی که این ادعا را تایید کند اطلاعی ندارد اما توصیه می‌شود احتیاط کنید.
ایشان برای اثبات این که محصولاتشان از دستگاه نویز سفید بهتر است به دلایل زیر اشاره می‌کنند.
بیشتر مولدهای نویز سفید از “حلقه‌های” کوچکی استفاده می‌کنند که یک صدا را بارها و بارها تکرار می‌کند. این فوران‌های کوتاه صدا در طول زمان آزاردهنده می‌شوند، و شاید بیشتر ناراحتی و اضطراب ایجاد کنند تا آسودگی! سی‌دی‌ها و MP3های صرفا نویز سفید ۶۰ تا ۷۴ دقیقۀ واقعی ضبط دیجیتال با کیفیت استریو را ارائه می‌دهند. مونو اسپیکر کوچک روی دستگاه نویز سفید نمی‌تواند طیف کامل فرکانس‌هایی را که نویز سفید مطلق را به وجود می‌آورند مجددا تولید کند. اکثر مولدهای نویز سفید کنترل زیر و بم برای افزودن صدای بم پایین و زیربالا ندارند. نویز سفید مطلق ورژن‌های مختلفی از یک طبقه صدا را با زیر و بمی، تون و گام‌های متعدد ارائه می‌دهد تا بتوانید آنچه را که برایتان کارایی دارد پیدا کنید.
تنفس شکمی
تنفس شکمی، که تنفس هارا یا دیافراگمی هم گفته می‌شود، تکنیک امتحان شده‌ای است برای اصلاح واکنش‌های وحشت. تنها ۱۰ دقیقه تمرین در روز، فواید سلامتی و بهداشتی مانند انرژی بیشتر را به ارمغان خواهد آورد! تنفس از دیافراگم (عضلات بین سینه و معده) اکسیژن بیشتری به کل بدن می‌رساند. مراقب باشید که در این کار زیاده‌روی نکنید (یعنی زیاده از حد سریع یابیش از حد طولانی این کار را نکنید) چون ممکن است کمی احساس گیجی ایجاد کند. اطلاعات زیادی درباره تنفس شکمی در اینترنت وجود دارد.
استراتژی‌های کنار آمدن با وضعیت
بسیاری از این استراتژی‌های کنار آمدن با وضعیت برای مبتلایان به میسوفونیا آشناست. این استراتژی‌ها برای خانواده، دوستان، و پزشکان نیز مفید است:
تشخیص بیماری
فواید تشخیص پزشکی بیماری را دست کم نگیرید. تایید رسمی این که بیماری شما شناخته شده است می‌تواند کمک روانشناختی قدرتمندی باشد. همچنین به شما کمک می‌کند با کسانی که شما را تحریک می‌کنند صحبت کنید تا نشان دهید “خودتان موجب این وضعیت نیستید”. همچنین به یاد داشته باشید که هرچه تعداد بیشتری از مبتلایان به این وضعیت شناخته شوند، علاقه بیشتری در میان دانشمندان برای ایجاد درمان‌های موثرتر و اگر خدا بخواهد علاج بالقوۀ آن به وجود می‌آید.

یادداشت برداری
از میسوفونیا یادداشت برداری کنید. این که چه کسی شما را تحریک می‌کند، چه کاری می‌کند که شما تحریک می‌شوید، چه زمانی از روز این اتفاق می‌افتد، قبل و بعد و در طول این اتفاق چه احساسی داشتید، چه چیزی اوضاع را خرابتر می‌کند و چه چیزی آن را بهتر می‌کند، همه را یادداشت کنید. میسوفونیا را در کنترل خود بگیرید. یادتان باشد، شما که خودِ وضعیت نیستید!
اجتناب
اجتناب برنامه‌ریزی شده از موقعیت‌های محرک شناخته شده، در صورت امکان، عاقلانه است. غذاخوردن جدای از بقیۀ خانواده یکی از این راه‌هاست. واضح است که باید به بحث‌های خانوادگی و این مسئلۀ ظریف با حساسیت نزدیک شد. فقط به این دلیل که بیماری مهمی دارید نباید فکر کنید که همه دقیقا می‌دانند که این وضعیت چه پیامدهایی دارد. یک خانۀ نیمه راه قابل قبول این است که سر میز غذا از گوش‌گیر استفاده کنید یا با هدفون چیزی گوش کنید، البته نه در صورتی که دیدن شخص محرک هم کافی است تا حمله را در شما برانگیزد.
درباره آن صحبت کنید
جرات کنید و درباره بیماری خود با افراد محرکی که برای شما بدترین هستند صحبت کنید تا ببینید چقدر مفید و موثر است. اکثر مردم می‌خواهند کمک کنند تا ناراحتی شما به حداقل برسد، حتی اگر گاه و بیگاه فراموش کنند یا متوجه کاری که می‌کنند نباشند. این احتمال هم وجود دارد که مسئله شما را جدی نگیرند و درباره آن با بی‌احساسی برخورد کنند (“همۀ ما صداهایی را دوست نداریم، بزرگ شو و با این قضیه کنار بیا!”) یا حتی بدتر از آن، عمدا صداهای آزاردهنده را در حضور شما و تا جایی که می‌توانند بلند و به دفعات زیاد ایجاد کنند. امیدواریم این افراد در اقلیت باشند.
به یک گروه حامی ملحق شوید
این که بتوانید درباره تجربه‌های دیگران بخوانید، و با مبتلایان دیگر در اینترنت یا حضورا ملاقات کنید راه قدرتمند دیگری برای کنار آمدن با این وضعیت است و امیدواریم از این طریق نکاتی را درباره حل و فصل بهتر این مسئله بیاموزید.
ایجاد نویز
ایجاد نویز ۱: استفاده از نویز محیط اطراف
گوش کردن به موسیقی، رادیو یا تلویزیون می‌تواند صداهای محرک را بپوشاند.
ایجاد نویز ۲: تقلید
تقلید از صدای محرک برای بعضی از مبتلایان به میسوفونیا در بدترین لحظات واکنش وحشت رهایی روانی ایجاد می‌کند. بدیهی است این خطر وجود دارد که فرد محرک فکر کند مورد توهین قرار گرفته است، پس باید با احتیاط این کار را بکنید (اگر که واقعا برای شما موثر است). در این زمینه است که صحبت با فرد محرک دربارۀ وضعیت موجود واقعا ضرورت پیدا می‌کند.
ایجاد نویز ۳: همزمان‌سازی
اگر مشکل شماصدای خوردن است، می‌توانید با صدای خوردن خودتان و با همزمانی گاز زدن با فرد دیگر آن را بپوشانید. این کار ممکن است خیلی ناامیدکننده یا از سر ناچاری باشد اما اگر تنها گزینۀ شماست می‌تواند از حملۀ میسوفونیک جلوگیری کند یا تا حدی تسکینتان دهد. باز هم تکرار می‌کنم که نسبت به کسانی که ممکن است درباره این رفتار شما دچار سوء تفاهم بشوند دقت کنید.

آگاهی از واکنش‌های بدنی:

۱: تحریک جنسی ناخواسته
بعضی مبتلایان به میسوفونیا حس تحریک جنسی ناخواسته‌ای را با شنیدن یک یا دو مورد از صداهای محرک تجربه می‌کنند. این مسئلۀ غیرمعمولی نیست و ممکن است به دلیل فعال‌سازی بیش از حد جریان‌های هورمونی در مرحلۀ خشم / وحشت به وجود بیاید. آدرنالین (یا همان اپی‌نفرین) و نورادرنالین (نوراپی‌نفرین) هر دو در پاسخ جنسی و جنگ و گریز دخیلند.
۲: نیرومندسازی
وقتی فرد مبتلا به میسوفونیا توسط محرک شناخته شده‌ای در معرض صداهای محرک قرار می‌گیرد ممکن است به نیرومندسازی منجر شود، بنابراین فرد مبتلا توسط این فرد شناخته شده راحت‌تر تحریک می‌شود تا یکی از اعضای خانواده یا یک غریبه که معمولا این کار را نمی‌کنند. دانستن این که واکنش میسوفونیک الزاما همیشه در این شرایط بدتر نمی‌شود امیدوارکننده است.
 ۳: خستگی
برای مبتلایان به میسوفونیا شایع است که هنگام خستگی نسبت به صداهای محرک بسیار حساس‌تر باشند. عقل سلیم می‌گوید که هنگام خستگی بهتر است از افراد محرک (و ترجیحا افراد غیرمحرکی که ممکن است صدای محرک ایجاد کنند) دوری کنید، البته اگر امکان داشته باشد. بازهم تکرار می‌کنم، آگاهی از این که ابتلای شما به میسوفونیا الزاما همیشه در این شرایط وخیم‌تر نمی‌شود امیدوارکننده است.
 ۴: حافظۀ لبریز
مبتلایان به میسوفونیا قادرند سال‌ها بعد از روی دادن یک تحریک (و نه الزاما بعد از دعوا و جر و بحثی که با فرد محرک انجام داده‌اند) آن را به یاد بیاورند. این امر نتیجۀ ضربۀ عاطفی صدا بر روان فرد مبتلاست.

اختلال اضطراب فراگیر چیست؟

اختلال اضطراب فراگیر چیست؟

ویژگی اصلی اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب و نگرانی بیش از حد در مورد چند واقعه یا فعالیت است. شدت، مدت، یا فراوانی اضطراب و نگرانی، با احتمال واقعی یا تأثیر رویداد مورد انتظار،  بی­تناسب است. فرد کنترل کردن این نگرانی و اجازه ندادن به افکار نگران کننده که در توجه به تکالیف در دست انجام اختلال ایجاد نکنند را دشوار می­داند. بزرگسالان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر اغلب در مورد شرایط زندگی روزمره و عادی، مانند مسئولیت­های شغلی احتمالی، سلامتی و امور مالی، یا مسائل پیش پا افتاده نگران هستند. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، در مورد شایستگی یا کیفیت عملکرد خود بیش از حد نگران هستند. در طول دوره این اختلال، کانون نگرانی ممکن است از یک موضوع به موضوع دیگر جا­به­جا می­شود.

چند ویژگی،  اختلال اضطراب فراگیر را از اضطراب بیمارگون متمایز می­کنند۰اول اینکه، نگرانی­های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر بیش از حد هستند و معمولاً عملکرد روانی-اجتماعی را به طور قابل ملاحظه­ای مختل می­کنند. دوم اینکه،  نگرانی­های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر، فراگیرتر، برجسته­تر، و ناراحت­کننده­تر هستند؛ مدت طولانی­تری دارند؛ و غالباً بدون عوامل راه­انداز روی می­دهند. هره دامنه شرایط زندگی که فرد در مورد آنها نگرانی دارد گسترده­تر باشد،  نشانه­های او به احتمال بیشتری ملاک­های اختلال اضطراب فراگیر را برآورده می­کنند. سوم اینکه،  نگرانی­های روزمره به احتمال کمتری با نشانه­های جسمانی همراه هستند. افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از ناراحتی ذهنی ناشی از نگرانی مداوم و اختلال مرتبط در زمینه­های اجتماعی، شغلی، یا زمینه­های مهم دیگر عملکرد خبر می­دهند. اضطراب ونگرانی حداقل با سه نشانه اضافی زیر همراه است: بی­قراری یا احساس عصبی یا کفری بودن، به راحتی خسته شدن، مشکل تمرکز کردن یا تهی بودن ذهن، تحریک­پذیری، تنش عضلانی،  و خواب آشفته، هر چند فقط یک نشانه اضافی در کودکان ضرورت دارد.

چه کسی اختلال اضطراب فراگیر دارد؟

اختلال اضطراب فراگیر بیماری شایعی است؛ تخمین­های معقولی که در مورد شیوع یک ساله­ی آن زده می­شود، در طیف سه تا هشت درصد است. نسبت زن به مرد در این اختلال حدود دو به یک است. تقریباً ۲۵% بیمارانی که به روانپزشکان و روانشناسان مراجعه می­کنند به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا هستند. این اختلال معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می­شود، هرچند موارد بیماری در بزرگسالان مسن­تر به وفور دیده می­شود.

سیر و پیش­آگهی

تعیین دقیق سن شروع این اختلال مشکل است؛ اکثر بیماران مبتلا اظهار می­کنند که از وقتی به یاد دارند دچار اضطراب بوده­اند. معمولاً بیماران در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی مورد توجه بالینگران قرار می­گیرند، گرچه اولین مراجعه آنها به پزشک ممکن است عملاً در هر سنی اتفاق بیفتد. فقط یک سوم مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر درصدد درمان روانپزشکی برمی­آیند. به دلیل بالا  بودن میزان بروز ابتلای همزمان به سایر اختلالات روانی در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر، سیر بالینی و پیش­آگهی این اختلال را به سختی می­شود پیش­بینی کرد. با این حال برخی از داده­ها حاکی از آن است  که در شروع اختلال اضطراب فراگیر وقایع ناگواری در زندگی بیمار وجود دارد؛ یعنی وقوع چندین واقعه منفی در زندگی احتمال پیدایش این اختلال را به مقدار زیادی افزایش می­دهد. اختلال اضطراب فراگیر بنا به تعریف، بیماری مزمنی است که خیلی وقت­ها هم می­تواند مادام­العمر شود.

علت اختلال اضطراب فراگیر چیست؟

برخی تحقیقات پیشنهاد می کنند که اختلال اضطراب فراگیر ارثی است و برخی موقعیت­های استرس­زا را علت آن می دانند.  مطالعات دیگر بر توضیحات زیست شناختی متمرکزند. متاسفانه هیچ پاسخ روشنی در توجیه علت این اختلال وجود ندارد. به­هرحال برخی عوامل هستند که بنظر می رسد خطر ابتلا به اختلال اضطراب فراگیر را افزایش می دهند:

  • خطر ابتلا زنان به این اختلال بیشتر است.
  • میزان وقوع با سن افزایش می یابد.
  • ازدواج قبلی )جدایی، طلاق یا مرگ یکی از زوج ها(
  • سابقه افسردگی یا سوءمصرف مواد و الکل در فرد
  • سابقه افسردگی، اختلال های اضطرابی دیگر یا سوءمصرف مواد و الکل در خانواده

تفکر چه تأثیری بر اختلال اضطراب فراگیر می­گذارد؟

به نظر می­رسد افراد مبتلا به GAD بیشتر اوقات نگران اتفاقات بد احتمالی هستند. آنها حتی وقتی که احتمال روی دادن اتفاق بد خیلی کم باشد ، باز هم پیش­بینی می­کنند و منتظرند که اتفاق “وحشتناکی” روی خواهد داد. آنها فکر می­کنند معنای احساس اضطرابشان این است که اتفاق رخ خواهد داد. یعنی، احساس آنها گواهی می­دهد که اتفاق بدی می­افتد. بسیاری از افراد نگران معتقدند که نگرانی زیاد از غافلگیر شدن شان جلوگیری می کند، یا نگرانی آن ها را آماده می­کند که با بدترین نتیجه ی ممکن رو به­رو شوند . اگر شما دائماً نگران هستید، شاید متوجه نشده باشید که به خودتان  می­گویید “مبادا…؟” این ”مبادا” شما را با انواع احتمالات بدی پر می­کند که فکر می کنید باید برایشان آمادگی داشته باشید.  به نظر می رسد این چیزهای بدی که باید نگرانشان باشید تمامی ندارند . در واقع، حتی وقتی که همه چیز خوب پیش می رود، باز هم ممکن است به خودتان بگویید، “خوب، هیچ تضمینی نیست که در آینده اتفاق بدی نیافتد” به جز نگرانی درباره اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و ”خارج از کنترل شما“ باشد، شاید فکر کنید که” این نگرانی ها مرا دیوانه می کند” یا ” این نگرانی ها مرا مریض می­کند“.  اگر شما به  GAD مبتلا باشید ممکن است بین ترس از این نگرانی غیر قابل کنترل و این عقیده که نگرانی از شما محافظت می کند گیج و سردرگم شوید.

چگون بفهمیم به این اختلال مبتلا هستیم؟

وقتی تشخیص اختال اضطراب فراگیر داده می شود که فرد حداقل به مدت ۶ ماه نگرانی و تنش مزمن و مفرط داشته باشد.  بنظر می رسد این نگرانی بسیار شدیدتر از اضطرابی است که اکثر مردم در موقعیت های مشابه تجربه می کنند.

دو سوال بسیار ویژه که به تشخیص اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند:

به این دو سوال پاسخ « بله» یا «خیر» دهید.

  1. آیا طی چهار هفته ۴ گذشته، در اکثر مواقع، از نگرانی، تنش یا اضطراب در رنج بوده اید؟
  2. آیا مکرر تنیده و تحریک پذیرید یا در خوابیدن مشکل دارید؟

اگر پاسخ شما به هر دو سوال مثبت می باشد، احتمالا به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا هستید اما چنانچه فقط به سوال یک پاسخ مثبت داده اید ۹۰% ممکن است که به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا باشید. با روانپزشک یا روانشناس درباره هر علامت دیگری که احتمالا تجربه می­کنید، صحبت کنید.  خوشبختانه روش­هایی برای درمان وجود دارد که با کنترل نگرانی به کنترل زندگی کمک می کند.

در صورت ابتلا به اختلال اضطراب فراگیر  چه کار کنیم؟

اختلال اضطراب فراگیر قابل درمان است.  روانپزشک در این زمینه می­تواند شما را یاری کند.  او ممکن است برخی آزمایشات پزشکی را به منظور بررسی احتمال هر بیماری جسمی انجام دهد. همچنین ممکن

است درباره دارو یا ماده­ای که احتمالا مصرف می­کنید از شما سوال کند. برخی از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، برای غلبه بر اضطراب و نگرانی به سوءمصرف مواد و الکل روی می آورند. حتما با روانپزشکتان درباره هر علامت دیگری صحبت کنید.  با کمک روانپزشک و روانشناس و دریافت درمان مناسب احساس بهتری خواهید داشت.

آیا ممکن است همزمان با این اختلال به بیماری دیگر نیز مبتلا باشیم؟ همزمان با این اختلال به بیماری

مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر، اغلب از بیماری های دیگر نیز در رنج می برند. افسردگی، اختلال وحشت­زدگی، اختلال اضطراب اجتماعی و سوء مصرف مواد، شایع ترین بیماری های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیرند. هرچه فرد به بیماری بیشتری مبتلا باشد، درمان دشوارتر خواهد بود. اگر از اختلال­های اضطرابی چندگانه رنج می­برید، دلسرد نشوید.  گزینه های درمانی وجود دارد که می تواند بیماری­های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر را هدف قرار دهد. به منظور دریافت بهترین تشخیص و درمان، با روانشناس درباره همه علائمی که دارید صحبت کنید.

در درمان اختلال اضطراب فراگیر چه روش­هایی می­توان استفاده کرد؟

برای درمان اختال اضطراب فراگیر از دو روش استفاده می­شود: دارو درمانی و درمان روانشناختی.  هر وقت روانپزشک یا روانشناس اطلاعات دقیقی درباره علائم، سابقه دارویی و سلامت عمومی شما به دست بیاورد، درباره گزینه­های درمان با شما صحبت خواهد کرد.  مهم است که آنها درباره همه علائم و احساسات شما در بازه­های زمانی اطلاع داشته باشند. با روانشناس یا پزشک خود درباره همه علائم و اینکه چه احساسی دارید، صحبت کنید.  ارائه اطلاعات درست به آنها به تجویز درمان مناسب کمک می­کند.

دارو درمانی

در درمان این اختلال از دو نوع درمان دارویی استفاده می­شود:  ضد افسردگی­ها و بنزودیازپین­ها. مشخص شده است که هر دو دارو در درمان اختال اضطراب فراگیر بسیار موثرند.  اما مانند هر دارویی نسبت به عوارض جانبی این داروها هشیار باشید.  اگر حساسیت دارویی دارید حتما با پزشک صحبت کنید. پزشک می تواند عوارض دارویی را حذف یا به حداقل برساند. اگر از علائم دیگر افسردگی یا اضطراب رنج می برید حتما با پزشک صحبت کنید. داروهایی هستند که می توانند ضمن درمان علائم اختال اضطراب فراگیر، علائم اختالات دیگر را نیز درمان کنند. اگر درحال حاضر مواد یا الکل مصرف می­کنید با پزشک در میان بگذارید، چرا که ممکن است با داروهای دیگر تداخل کنند و به بدتر شدن حال شما منجر شوند.

درمان های روانشناختی

همراه شدن دارو با روان درمانی که توسط متخصصان مجرب انجام می شود، به روند بهبودی بسیاری از بیماران کمک می کند. در روان درمانی با آموزش مهارت های مقابله­ای، به بیمار کمک می­شود تا احساس اضطراب و افسردگی خود را مدیریت کند. روش های زیر از روش های رایج در درمان اختلال اضطراب فراگیر هستند:

  • درمان شناختی رفتاری:

  این روش رایج ترین روش در درمان اختلال اضطراب فراگیر است . در این روش به بیمار در شناخت اضطراب و راههای مقابله با آن کمک می شود. درمان شناختی – رفتاری به شما کمک می کند تا درباره سود و زیان دلشوه و نگرانی بیشتر بیاندیشید و به شما نشان می دهد چه طور باید نگرانی سودمند و غیر مفید را از هم تشخیص دهید . درمانگرتان به شما کمک می­کند این نگرا نی ونگرانی­های آتی را در بوته آزمایش بگذارید. به علاوه، به شما یاد می­دهد چگونه بر اجتناب از فعالیت، یا بر افکار نگرانی­آورتان غلبه کنید. درمانگرتان ممکن است از مداخلاتی مانند آرامش عضلانی، بیوفیدبک، تمرینات تنفسی، فنون مدیریت زمان و درمان بی خوابی استفاده کند تا سطح برانگیختگی اضطرابی تان را کاهش دهد.  دلواپسی از صدمه احتمالی یکی از این نگرانی های بیش از حد است که هدف مداخلات درمانی بعدی قرار می­گیرد، درمان شناختی – رفتاری توجه شما را به  این نکته جلب می­کند که شما تا چه اندازه مایلید به نفع اتفاقات بد نتیجه­گیری کنید، و به شما می­آموزد تا بین اضطراب و واقعیت تفاوت قایل شوید. درمانگرتان به شما می­آموزد از فرم های خودیاری استفاده کنید که اگر نگران شدید سؤال هایی را از خودتان بپرسید. این سؤال­ها می­تواند به شما کمک کند تا نگرانی خود را بهتر ببینید. سرانجام، از آنجا که سراسر روز نگرانید، درمانگرتان شما را یاری خواهد کرد تا نگرانی را به ”زمان نگرانی “ محدود کنید و به شما کمک می کند تا موضوعات مختلف نگرانی­تان را بیابید.

درمان شناختی رفتاری تا چه حد در درمان اختلال اضطراب فراگیر مؤثر است؟

با توجه به دوره طولانی  GADجای امیداوری است که درمان­های جدید روز به روز مؤثرتر عمل می­کنند . در برخی مطالعات، درمان شناختی – رفتاری مؤثرتر از درمان دارویی برای  GADبوده است . این درمان نیاز به مصرف دارو را کاهش می­دهد، و در برخی موارد بهبودی بیمار پس از درمان نیز ادامه می­یابد تا وقتی که مشکل به کلی از بین برود .در حدود ۵۰% بیماران مبتلا به  GADبهبودی زیادی نشان می­دهند.

  • روان درمانی حمایتی:

در این روش به بیمار در غلبه بر اضطراب قوت قلب داده می شود. جلسات مشاوره بر ارائه راهکارهای مقابله ای و مدیریت استرس متمرکز است. از این راهکارها می توان در شرایط استرس­زای روزانه استفاده کرد.

همه چیز درباره بیماری پانیک اتک (panic) / درمان حملات پانیک

 تعریف پانیک اتک / panic attack

 

پانیک اتک به معنی حمله های وحشت و یا ترس است. اختلال پانیک حملات غیر منتظره و عود کننده ای است که حداقل به دنبال یکی از این حملات علایمی نظیر ( ضربان قلب – لرز – احساس خفگی – سرگیجه – تعریق شدید – کوتاهی تنفسی – تهوع – کرختی یا بی حسی ) ایجاد میشود. این حالت نوعی استرس و اضطراب بسیار شدید بدنبال دارد که در آن به فرد احساس درماندگی و حتی احساس مرگ دست می دهد.

 

این حالت معمولا به صورت بسیار ناگهانی شروع می شود. معمولا این حالت ممکن است پس از شنیدن یک خبر ناگوار و یا ناکامی در یک زمینه خاصی و شاید هم مصرف مواد مخدر و روانگردان و حتی با مصرف یک سیگار و غیره شروع شود.

 

علایم پانیک اتک عبارتند از :

استرس و اضطراب بسیار شدید، طپش قلب، درد در قفسه سینه، سرگیجه، حالت تهوع، تعریق، عرق کردن، بی حسی اندام،لرزش اندام، احساس خفگی و تنگی نفس، احساس مرگ،و غیره که با توجه به شخصیت افراد تجربه این علایم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. این حمله می تواند از سالی یکبار تا روزی چند بار به فرد دست دهد.

 

عوامل ایجاد پانیک اتک :

عوامل زیر در بروز این اختلال نقش دارند:

  • ارث، شانس این بیماری را ۶ برابر افزایش می دهد.
  • مصرف چای وقهوه، سیگار در افراد مستعد
  • مصرف مواد مخدر مانند حشیش، شیشه و سایر مواد محرک
  • بیخوابی در افراد مستعد
  • بیماری جسمانی مانند پرکاری تیروئید و دیابت
  • اما عوامل روانی در بروز پانيك اتك نقش مهمی دارند ، با این حال بیشترین عامل بروز این نوع از اضطراب کشنده، زمینه افسردگی و خاطرات سرکوب شده و گذشته تلخ فرد می باشد که ممکن است با یک اتفاق ناراحت کننده هر چند ساده پدیدار شود.

 

می توان بیماری پانیک را بدترین نوع بیماری های استرس دانست

 

تجربه های یک بیمار مبتلا به پانیک

 

برای من که همیشه انسان شاد و سر حالی بودم و همه من رو بمب انرژی می‌شناختن، مبتلا شدن به بیماری پانیک بسیار عجیب بود. اجازه بدید به شروع بیماری برویم… صبح در محل کار، پشت میز خودم نشسته بودم و یک فنجان نسکافه خوردم. چند دقیقه بعد به عادت همیشه از پشت میز بلند شدم و برای قدم زدن به سمت درب خروجی به راه افتادم. در راهرو ناگهان احساس ناخوشایندی بهم دست داد. خوشبختانه منشی شرکت رو دیدم که از روبه‌رو می‌آمد.

 

به او گفتم: آقای … حالم خوب نیست. گفت: واست نامه می‌نویسم برو درمانگاه. باز هم خوشبختانه یکی از همکارانم پشت سر من آمده بود. به او گفتم من را به درمانگاه برسان. درمانگاه نزدیک بود و پیاده در عرض دو دقیقه به اونجا میشد رسید. هر قدم که برمی‌داشتم، احساس ناخوشایندم بیشتر و بیشتر میشد. به نفس نفس افتاده بودم، ضربان قلبم بالا رفته بود، به سختی نفس می‌کشیدم و هر لحظه بی حال تر می‌شدم.

 

سرانجام به درمانگاه رسیدیم و بلافاصله روی تخت دراز کشیدم. دکتر پرسید: آیا با کسی مشاجره کردی؟ من؟ نه من انسان آرامی هستم. سِرُم وصل کردند، همچنان به سختی نفس می‌کشیدم. خیلی ترسیده بودم. پرستار گفت روی تخت دیگری بروم. به سختی بلند شدم و همراه با سرم روی تخت دیگری رفتم. دستگاه نمایاشگر ضربان قلب وصل کردند. ضربان قلبم ۱۴۰ بود، در صورتی که در حالت طبیعی باید ۷۰ باشد. حالم همچنان بد بود. لحظات ترسناکی بود. مرگ را جلوی چشمانم می‌دیدم. دیازپام تزریق کردند. مدت کوتاهی بعد از تزریق ناگهان آرام شدم.

 

حالم کاملاً خوب بود و فقط کمی گیج بودم و حس ترس نیز همچنان کمی در وجودم بود. برای استراحت به خانه رفتم و این شروعی بود برای مراحل بعدی بیماری و پروسه دکتر رفتن‌های متعدد من! فردای آن روز، پیش متخصص قلب رفتم. نوار قلب، اکو و انواع آزمایش‌های خون همه چیز رو عادی نشون می‌داد.

 

خدای من پس چه اتفاقی افتاده بود؟ از همان روز علایم عجیبی در بدنم اتفاق می‌افتاد. ناآرام بودم. کِسِل بودم. حوصله ام هر لحظه کمتر می‌شد. اوایل زمانی که می‌خواستم بخوابم، همین که کمی خوابم می‌برد، ناگهان به دلیل نفس تنگی از خواب می‌پریدم. زمانی که می‌خوابیدم به طور خودکار نفس می‌کشیدم اما بدن من نمی‌توانست در زمان خواب نفس بکشد! عجیب است، اینطور نیست؟ پس از چند روز این مشکل خود به خود حل شد. اما قلبم مشکل اصلی بود. ناگهان حالم بد می‌شد، ضربان قلبم بالا می‌رفت، باید حتماً به بیمارستان می‌رفتم. محیط آنجا به من حس خوبی می‌داد. یک بار به اورژانس رفتم، فقط به من اکسیژن وصل کردند و پس از چند دقیقه کاملاً آرام شدم. چند متخصص قلب دیگر نیز رفتم. همگی به سلامت قلبم اذعان داشتند. حتی به اصرار من، سی تی آنژیو نیز که آزمایشی تقریباً دردناک است نیز انجام دادم اما همه چیز عادی بود.

 

زمانی که ندانید بیماری شما چیست، ولی خود را بیمار می‌دانید واقعاً کلافه، افسرده و نگران می‌شوید. پیش یک متخصص داخلی که زبانزد خاص و عام بود و او را معجزه‌گر می‌دانستند رفتم و آنجا بود که برای نخستین بار با بیماری Panic Attack (حمله اضطراب و ترس ناگهانی) آشنا شدم. برایم قرص‌های آرام بخش، ضد اضطراب و افسردگی آلپرازولام و نورتریپتیلین تجویز کرد و گفت: خوب شدن این بیماری کاملاً به خودت بستگی داره و نباید به اون اهمیت بدی.

 

از آن موقع مطالعه و تحقیق من در مورد این بیماری در اینترنت شروع شد. افراد دیگری نیز این بیماری را داشتند، برخی خوب شده بودند و برخی حتی چهار سال بود که با آن دست به گریبان بودند. خوشبختانه پانیک از قابل درمان‌ترین بیماری‌های روانشناختی است. نمی‌خواهم بگویم که دکتر نروید، چون خودم نیز دو دفترچه بیمه تمام کردم! اما دکتر قلب و مغز هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت. این را من در پایان بیماری متوجه شدم! شما به بیماری اضطراب دچار شده اید. شاید از خود بپرسید کدام اضطراب؟ چه چیز من را نگران کرده؟ اما لزوماً نیاز نیست تا در حال حاضر اضطرابی داشته باشید. بدن انسان بسیار پیچیده است. عوامل اضطراب در دوران زندگی‌تان در شما جمع شده و حالا به حالتی که می‌بینید بُروز می‌کنند. آن چیز که مشخص است، این که باید به فکر درمان آن باشید.

 

ما همیشه عادت کرده ایم که با دارو خوب شویم اما کلید پیروز شدن بر این بیماری در دستان شماست. قرص‌های آرامش بخش را نمی‌توانید و نباید زیاد مصرف کنید. این تجربه شخصی من در مورد این دسته از داروهاست که یک ماه و نیم مصرف کردم. درمان این بیماری از سه قسمت تشکیل شده است: ۱) دارو ۲) روانشناس ۳) خود فرد.

 

حتماً پیش روانشناس بروید. این کار را بد و مسخره ندانید. مشاور و روانشناس خوب می‌تواند شما را تا حد زیادی آرام کند.

 

نکته مهم اینکه احساس مرگی که در این بیماری به سراغ شما می‌آید را نادیده بگیرید. به دلیل بالا رفتن ضربان قلب و نفس تنگی، احساس مرگ یکی از علایم بارز این بیماری است اما بدین شکل فکر کنید که در خواب هستید. آیا اگر خواب ببینید که مرده اید واقعاً می‌میرید؟ این فقط یک خواب است. این را به خود بقبولانید و به آن بخندید. سخت است، قبول دارم.

مشاور می‌گفت به این بیماری نباید فکر کنی اما با خود می‌گفتم مثل این می‌ماند که شما در حال خواندن روزنامه هستید و کسی مدام با سوزن به پوست شما می‌زند! چطور انتظار دارید که بتوان اصابت سوزن به پوست را نادیده گرفت؟ اما بعداً فهمیدم که باید بتوانید! در حقیقت می‌توانید اما به آن باور ندارید. در این بیماری، قدرت ذهن انسان را خواهید دید. قدرت ذهن خود را نادیده نگیرید. دارو و مشاور، ۳۰ درصد به شما کمک می‌کنند. ۷۰ درصد شما هستید.

 

علایم این بیماری، شما را افسرده، گوشه‌گیر و پرخاشگر می‌کند. مشاور می‌تواند این خصوصیات را برای اطرافیانتان توضیح دهد و اینها را کاملاً طبیعی قلمداد کند. در این صورت، اطرافیانتان از رفتارهای شما رنجیده خاطرر نخواهند شد. شما درمان می‌شوید. باید به این باور داشته باشید. از روند درمان خسته نشوید. به هر حال یک سرماخوردگی ساده نیز شما را یک هفته درگیر می‌کند. در مورد کارهایی که باید انجام دهید بگویم؛

 

نخست اینکه از تمامی مواردی که شما را ناراحت می‌کنند، دوری کنید. سعی کنید به سایت‌های خبری سر نزنید. این سایت‌ها بیشتر خبرهای ناراحت کننده و نا امیدکننده دارند. دنیای سیاست دنیای آرام بخشی نیست و بالعکس باعث بدتر شدن بیماری شما می‌شود. به سایت‌های تفریحی بروید، جُک بخوانید. باید محیط اطراف خود را شاد کنید. تا حد ممکن باید از غصه و ناراحتی به دور باشید.

 

از خوردن چای، قهوه و نوشیدنی‌های گازدار مثل نوشابه جداً خودداری کنید. این مواد باعث تشدید این بیماری می‌شوند.

 

یکی از مهمترین چیزهایی که می‌تواند شما را آرام کند راز و نیاز و سخن گفتن با خدای مهربان است. هر شب ابتدا دوش بگیرید و قبل از خواب قرآن بخوانید. در این برهه، خواندن معنی قرآن تاثیر بیشتری دارد. از خدا بخواهید که به شما آرامش دهد. مطمئن باشید که او این کار را خواهد کرد. اگر خالصانه بخواهید هرگز با پاسخ منفی او روبه‌رو نمی‌شوید.

 

 

درمان حملات پانيك :

بهترین راه درمان این بیماری شناخت کامل بیمار از بیماری است بدین شکل که بیمار متوجه باشد که دچار نوعی حملات عصبی شده است و هیچ مشکلی در اعضای بدنش وجود ندارد . یک لیوان آپ نوشیده بنشینید و به آرامی نفس بکشید و به این موضوع فکر کنید که این بیماری یک بیماری ساده و قابل درمان است. اکثر این بیماران با توجه به علائم که مربوط به قلب و تنفس می باشد به پزشکان متخصص قلب و ریه و مغز و اعصاب مراجعه می کنند و انواع آزمایشات و اقدامات پاراکلینیک را انجام می دهند ( انواع عکسبرداری از سر و ریه – نوار مغز و …. ) اما در واقع دارو درماني، مشاوره و شناخت درمانی و رواندرمانی و آنالیز ریشه های خودآگاه و ناخودآگاه اضطراب و روش هاي آرام سازي (relaxation) است كه مي تواند به بیمار در كنترل اين حملات كمك فراواني كند.

 

نكات ديگري كه مي تواند آرامش بيشتري به فرد دچار حمله دهد شامل اين موارد است :

اطمينان دادن به بيمار و همراهیان مبني بر اينكه اين علايم مربوط به يك بيماري شناخته شده است و منشا جسمانی ندارد بلکه منشائ ذهنی و روانی دارد و باعث مرگ نخواهد شد

تشويق بيمار به تنفس آرام و عميق در مواقع تنگي نفس

اجتناب از مصرف كافئين و نيكوتين

در دارو درمانی دوره درمان پس از بهبود اولیه که حدود یک ماه طول میکشد، در حدود ۸ تا ۱۲ ماه است.

 

اما خبر خوب اینکه پانیک به هیپنوتیزم درمانی عالی جواب می دهد بخصوص وقتی با هیپنوآنالیز و جلسات شناخت درمانی همراه باشد که دوره درمان را بسیار کوتاه می نماید.

 

 

چگونه با حملات پانیک مقابله کنیم ؟

پیش از هر چیز این بستگی به نوع حمله ما دارد. اگر ما از آن دسته‌ای هستیم که پیش از حمله، یک استرس فوق العاده را تجربه می‌کنیم و به عبارت دیگر این یک عامل بیرونی است که ما را به داخل حملات پانیک هل می‌دهد معمولاً به صورت ناخودآگاه به سراغ آموختن روش‌هایی می‌رویم که با کمک آن‌ها می‌توانیم استرسمان را کنترل کنیم، چیزهایی مثل مدیتیشن یا یوگا. متأسفانه باید بگویم که در بیشتر اوقات این کلاس‌ها به شما جواب نداده و تأثیری در میزان وقوع حملات بعدی پانیک در شما ندارند. زیرا در بیشتر اوقات شما نمی‌توانید هیچ پیش گویی درباره آن که حمله بعدی در چه زمان یا مکانی به وقوع می‌پیوندد داشته باشید. پزشکان نیز به طور معمول درمان یا دارویی خاصی را در این رابطه برایتان تجویز نمی‌کنند مگر این که تعداد حملات شما بالا و البته این حملات برای شما ناتوان کننده باشد. اما شیوه واکنش شما در زمان بروز حملات می‌تواند به شما کمک کند تا از وقوع واکنش‌های عصبی غیر قابل کنترل جلوگیری به عمل آورید. ما سعی می‌کنیم درباره راهی با شما صحبت کنیم که کمکتان می‌کند تا با ترس‌ها روبرو شده و آن‌ها را شکست دهید.

 

قبل از هر چیز و البته پیش از وقوع حملات بدانید که حملات پانیک هیچ آسیبی به شما نخواهند رساند. در جلسات درمانی به مراجعین گفته می‌شود که اگر چه حملات پانیک ناراحت کننده و البته آزار دهنده هستند اما در حقیقت هیچ خطری را برای بیماران ایجاد نمی‌کنند.

 

دوم این که باید از کمک نزدیکانتان استفاده کنید. اگر احتمال می‌دهید که بدون هیچ دلیل خاصی دچار حملات پانیک می‌شوید اجازه بدهید که خانواده، دوستان و حتی همکاران مورد اطمینان از بیماری شما و البته علایمش اطلاع داشته باشند. در این صورت اگر در هنگام وقوع حملات در کنارتان باشند می‌توانند به شما قوت قلب داده و در عبور از حملات یاریتان کنند.

 

سوم؛ شما می‌توانید با پزشک خود صحبت کیند و از او بخواهد که برایتان از داروهای بنزودیازپین نسخه‌ای بنویسید. شما می‌توانید این قرص‌ها را همراه داشته باشید و وقتی احساس کردید پانیک نزدیک است از آن‌ها استفاده کنید.

 

بنزودیازپین‌ها در عرض چند دقیقه می توانند که میزان فعالیت نوروترانسمیتری در مغز را به نام گاما بوتیریک اسید (GABA) افزایش دهند. این نوروترانسمیتر در مغز شما اثر آرامش بخش خوبی را به جا می‌گذارد. البته این داروها برای کسانی که به مدت طولانی با این گونه حمله‌ها دست به گریبانند انتخاب مناسبی نیست، زیرا که می‌تواند باعث اعتیاد آن‌ها شود. بنزودیازپین‌ها برای افرادی مناسب است که تعداد حملاتشان کم است. شاید باورکردنی نباشد اما گاهی اوقات اطمینان بیمار به این که یک ورق قرص در جیبش دارد می‌تواند به طور کلی از بروز حمله پانیک جلوگیری می‌کند.
در صورت وقوع حمله سریع بنشینید تا دیگر ترسی از افتادن نداشته باشید. بعد از این عضلات ساق پا، دست و شکمتان را سفت کنید. این کار باعث می‌شود تا خون بدن شما به سمت سرتان جریان بیابد و البته این جریان از بیهوشی شدن شما جلوگیری می‌کند.

 

سعی کنید فکرتان را از وقوع حمله منصرف کنید. در مقابل یورش افکار منفی سعی کنید به سراغ کارهای ساده و راحت بروید. می‌توانید تنها سکوت کنید و بنشینید و یا این که به سراغ تماشای تلویزیون بروید. شاید به نظرتان خنده دار برسد اما می‌توانید اتاقتان را مرتب کنید. درست شنیدید. به سراغ کمد لباس‌ها بروید و بعد هم سری به میزتان بزنید. حتماً چیزی برای منظم کردن وجود دارد.

 

در نهایت هنوز هم امکان رفتن به بیمارستان وجود دارد. اگر نمی‌توانید هیچ کمکی به خودتان بکنید و باز هم احساس یک حمله قلبی و یا سکته را دارید به اطرافیان بگویید که شما را به اورژانس برسانند. آن جا حتماً دکتری را پیدا خواهید کرد که برایتان داروهای اضطراب را نسخه کند و البته که این ممکن است باعث آرام شدن شما شود.

 

وقتی که حمله تان تمام شد، واقعاً آن را تمام شده بدانید. این امر طبیعی است که شما برای یک تا دو روز احتیاج به استراحت داشته باشید و علاقه مند نباشید تا دوباره به همان محل یا موقعیتی بازگردید که در آن حمله اتفاق افتاده است، اما اگر این وضعیت بیشتر از ۳ روز طول بکشد آن وقت است که باید به یک روان پزشک مراجعه کنید تا به شما برای وفق یافتن با شرایط کمک کند.

 

گاهی اوقات حمله‌های پانیک به یک یا دو حمله خلاصه نیم شوند و در فرد همیشه ترسی از وقوع دوباره این حملات وجود دارد این ترس می‌تواند حتی فرد را از فعالیت‌های عادی روزانه‌اش محروم کند. دانشمندان معتقدند که این حالت در اثر یک کمبود ارثی سروتونین در مغز بیمار اتفاق می‌افتد.
سروتونین یک ماده شیمیایی عادی مغز انسان است که باعث می‌شود تا یک فرد خلق ثابتی داشته و البته احساس خوبی داشته باشد. در حدود چهار سال پیش محققان دریافتند که بیماران پانیک تا حدود ۳۰ درصد از مردم عادی دچار نوعی کمبود در رسپتور خاصی برای سروتونین هستند.

 

حملات پانیک اگرچه ناتوان کننده هستند. اما از سوی دیگر یکی از درمان پذیرترین بیماری‌های روانی نیز هستند. درمان شناختی به تنهایی و یا همراه با داروهای ضد افسردگی می‌تواند در ۷۰ تا ۹۰ درصد از بیماران به کاهش و یا جلوگیری کامل از وقوع حملات پانیم بیانجامد، اتفاقی که در طول چند هفته تا چند ماه اتفاق می‌افتد.

توضیحاتی به مدیران

باسلام مدیران عزیزی که به درجه مدیریت در انجمن روانشناسی و مددکاری ایران رسیدند خوشحالیم که هم اکنون با شما همکار هستیم و مدیریت مجموعه را به دوش خود کشیده اید انجمن روانشناسی ایران چون 90 درصد فعالیت های خود را به صورت مرد نهاد ورایگان انجام می دهد پس حقوقی نمیتواند برای شما دهد و میدانیم اینکار را بر حسب عشق و علاقه خود انجام میدهید ولی برای شما مدیران عزیز که برای اسایش کاربران زحمت میکشید میخواهیم قدر دانی هایی داشته باشیم

مدیران فعال درانجمن میتوانند مدیریت تبلیغات در انجمن را برعهده گرفته و درامد کسب نمایند فعال بود برحسب پست ها و تشکرات پست ها انجام میگیرد.

مدیران عزیز میتوانند انجمن را به دوستان خود معرفی نمایند و از کمک انها درانجمن استفاده نمایند بدانید موفقیت در هرکاری بستگی به فعالیت مدیران دارد از دوستان خود نیز دعوت به همکاری کنید و به دوستان خود نیز بگوید تا دوستان خود را دعوت نمایند تا هرچه سریع تر انجمن به رشد و تعالی برسد

مدیران عزیز شما میتوانید پست ها مطالب مفید و تحقیقات خود را در زمینه های گوناگون درانجمن به اشتراک بگذارید مثلا درانجمن در بخش

مدد کاری و روانشناسی

زیر شاخه

مشاوره خانواده زیر شاخه

را انتخاب نموده و مطالب خود را به اشتراک بگذارید

سلام دنیا!

به وردپرس فارسی خوش آمدید.‌ این نخستین نوشته‌‌ی شماست. می‌توانید ویرایش یا پاکش کنید و پس از آن نوشتن را آغاز کنید!